معلومات درباره علم فزیک ودنشمندان علم فزیک در جهان

۱۳۹۷ آبان ۱۶, چهارشنبه

الکساندر گراهام بل

یوگرافی:


در ادینبورگ به دنیا آمد و در دانشگاه های ادینبورگ و لندن تحصیل کرد.در سال 1870 به کانادا رفت و مقیم بستون شد. 

img/daneshnameh_up/b/bf/bell_alexander.jpg


ایده اختراع :


گراهام بل(Alexander Graham Bell) به کرو لال ها آموزش می داد تا چگونه صحبت کنند و مطا لعات زیادی در زمینه صوت و وسایلی که مردم بتوانند با آنها حرف بزنند و گوش کنند ، کرده بود . این عوامل بینشی در او بوجود آورد تا مکانیزم کار تلفن را دریابد و ْآنرا بسازد. 

برترین اختراع:

در سال 1876 دهم مارس در شهر بستون کانادا وی اختراع تلفن را به ثبت رساند. 

سایر اختراعات :

در سال 1880 نیز تلفن نوری (فتوفون)را ساخت که کارایی خوبی نداشت . وی در زمینه مدولاسیون نور نیز آزمایشاتی انجام داد. 

کلام اخر:

اقای بل گفته اند:"سیستم تلفن ، آن طوری که ما می شناسیم حاصل تفکرات بسیاری از 
بزرگمردانی است که باید از آنها به خاطر تکمیل یک چنین کار عالی ومفیدی قدردانی 
کرد." 
تلفن

یشه لغوی

از نظر لغوی از دو کلمه یونانی" تله "یعنی دور و" فون" یعنی صوت که بوسیله وینستون ساخته و مورد استفاده قرار گرفت از نظر فنی دنباله تلگراف به حساب می‌آید ولی از نظر تاریخی مقدم بر آن است. 

img/daneshnameh_up/1/19/Telphon01.JPG

تاریخچه

بیش از 130 سال پیش الکساندر گراهام بل شبی تا دیر وقت مشغول کار بود که ناگهان یک باتری واژگون می‌شود و اسید سولفوریک آن روی لباسهای او می‌ریزد. بل با عصبانیت معاونش را صدا می‌کند در حالیکه او در کارگاه زیر شیروانی بود و در وضع عادی صدا به او نمی‌رسید، ولی وجود یک سیم تلگراف که از کارگاه زیر شیروانی تا داخل اطاق خواب بل در طبقه پایین امتداد داشت باعث شد که معاونش صدای او را بشنود. توماس واتسون معاون بل بعد از تقریبا 40 سال این حادثه را اینطور بازگو می‌کند. برعکس اولین پیام تلگرافی مورس که با جمله مقدس آنچه خدا اراده کرده است، شروع شد.
اولین پیام تلفنی بل با این جمله آقای واتسون بیا اینجا با تو کار دارم آغاز گردید. شاید اگر گراهام بل می‌دانست که در آستانه یک اختراع بزرگی است اولین پیام خود را با یک جمله جالبی شروع می‌کرد. آن جمله تاریخی البته اولین جمله کامل بود که از طریق سیم ارسال شده بود. به عبارت دیگر بل موفق شده بود به سیم تلگراف یاد بدهد که حرف بزند.
این کشف مهم برای یک جوان 29 ساله با اینکه در آن لحظه غیر منتظره می‌نمود یک شانس و تصادف نبود بلکه ثمرات سالها آموزش علمی و کارکردن و آزمایش با ناشنوایان بود که به او امکان داد با طرز ایجاد صدا و شنیدن آشنا شود و به پیچیدگیهای آن به خوبی پی ببرد. طی سه ماه پس از موفقیت اولیه ، این مخترع خستگی ناپذیر توانست مدلهای کامل تلفنهای مغناطیسی و انواع دیگر تلفن را در نمایشگاه صدمین سالگرد استقلال ایالات متحده که در سال 1876 در فیلادلفیا بر پا گردید به نمایش بگذارد. او و واتسون راه را برای آغاز یک سیستم ارتباطی که اثر عمیقی بر تمام جهان داشت هموار کرده بودند.
علیرغم شک و تردید و حتی استهزاء مردم ، بل با شور و حرارت به کار خود ادامه داد. در سال 1877 او نوشت: از حالا می‌توان پیش بینی کرد که با کابلهای زیر زمینی و هوایی و با سیمهای فرعی خانه‌ها ، مغازه‌ها ، کارخانه‌ها و حتی شهرها به یکدیگر وصل خواهند شد و یک نفر در گوشه‌ای از کشور خواهد توانست با یک نفر دیگر در نقطه‌ای دور دست صحبت کند. لیکن حتی بل از اثرات این دستگاه شگرف در زندگی نسلهای آینده اطلاع کامل نداشت. ایرانیان 558 سال قبل از میلاد گروهی مردان بلند صدا را بالای ساختمانها می‌نشاندند تا مطالب لازم را دهان به دهان به مقصد انتقال دهند. در سال 1857 گروهی از مهندسین و دانشمندان کارهایی در زمینه مخابره اطلاعات شروع کردند که منجر به اختراعات زیر شد. 
img/daneshnameh_up/0/05/pay_phone.gif

سیر تحولی و رشد

تلفن سیمیاوی که طرحش را ادیسون ریخت تلفن بلوری نیکولسون و تلفن نیم هادی باکند اشاتور بوسیله رالک و جونون تلفن حرارتی و ... ولی هیچ کدام اختراع قابل ملاحطه‌ای نبود. سر انجام تلفن بل اختراع شد و به ثبت رسید. بعدها تلفن به سرعت رایج و در سال 1304 وارد ایران شد. در سال 1880 از ترکیب فرستنده کربنی و گوشی بل تلفن ساخته شد، در سال 1895 تلفن رومیزی ساخت گردید. با رشد تجارت و گسترش ارتباطات در سال 1905 تلفن شمعدانی به بازار آمد، با پیشرفت پلاستیک و اختراع فرستنده‌های پیشرفته در سال 1929 تلفنهای مدرن به بازار عرضه شدند و روز به روز توسعه و گسترش آنرا می‌بینیم. 

مکانیزم کلی

مکانیزم کلی تلفنها کم بیش یکسان است و آن هم ساخت دستگاهی است که هماهنگ با صوت تغییر کرده و تغییرات فشار هوا را به تغییرات جریان الکتریکی تبدیل کند و برعکس در نقطه دور تغییرات جریان الکتریکی را به فشار هوا برگرداند که برای ساخت چنین سیستمی اطلاعات کافی در مورد صوت و الکتریسته و مغناطیس لازم است. 

ساختار کلی

قطعات دستگاه تلفن عبارتند از:فرستنده (میکروفون) ـ گیرنده (گوشی) ـ یک وسیله خبری (زنگ جریان متناوب) ـ قلاب گوشی ـ ترانسفورماتور ـ خازن.

بی سیم

نگاه اجمالی

الکتریسته فقط به وجود سیمها محدود نمی‌شود. امواج الکتریکی که از فضا عبور می‌کند. به کمک اخترشناسی رادیویی ، می‌توانیم سیگنالهایی را که از اعماق نامتناهی جهان در حال انبساط ، جمع آوری کنیم و یا اینکه می‌توانیم سیگنالهای موجود در مغز انسان را بصورت پالس درآوریم. این سیگنالها ، چه بطور طبیعی ازستارگان منتشر شوند، یا یاخته‌‌های مغز آدمی ‌آنها را منتشر کنند، یا با فرستنده‌های رادیویی ایجاد شوند، لازم است که به صورت پیامهای تلگرافی ، نوارهای صوتی یا تصاویر تلویزیونی آشکارسازی و بازسازی ‌شوند. 



img/daneshnameh_up/d/d7/autoveiw-wireless-diagram.jpg

تاریخچه

در اواسط قرن نوزدهم ، جوزف هنری (Joseph Henry) سیمهای موازی را در محوطه دانشگاه پرینستون در جلو تالار ناسائو کشیده و سیگنالهای عبوری از میان این سیمها را آشکارسازی کرد. در اواخر سالهای دهه 1880 ، هاینریش هرتز ، فیزیکدان آلمانی ، ثابت کرد کهموج رادیویی و نورانی تنها از نظر طول موج باهم فرق دارند. هرتز نه تنها وجود موج رادیویی را اثبات کرد، بلکه نشان داد که این امواج از اشیای جامدی نظیر رادار ، می‌توانند بازتابند. در سال 1896 همگوگلیلمو مارکونی (Guglielmo Marconi) ، فیزیکدان ایتالیایی ، و هم الکساندر پوپوف (Aleksander Popov) ، دانشمند روسی ، نشان دادند که سیگنالهای رادیویی را چگونه می‌توان ارسال و دریافت کرد. 

سیر تحولی و رشد

تامسون ادیسون ، در کارهای خود راجع به روشنایی برق ، رشته نازکی تولید کرده بود که با قرار دادن آن بر رشته‌ای حلقوی متشکل از خیزرانی کربن‌دار در درون حباب شیشه‌ای هوا را تخلیه می‌کرد. وقتی کربن بر اثر حرارت زیاد به بخار تبدیل شد، به حالت دوده در داخل حباب ته‌نشین می‌شود. ادیسون متوجه شد که در محل رسوب کربن با لبه رشته حلقوی ، رگه‌ای روشن به صورت خط دیده می‌شود. اتمهای کربن از یک طرف حلقه پرتاب می‌شدند و طرف دیگر آن نقش سایه سفید را بازی می‌کردند. ادیسون ، صفحه‌ای فلزی بین پایه‌های سنجاق سر کربنی که به عنوان رشته نازک خود به کار می‌برد، نصب کرد. 
او به این صفحه ، سیمی‌ از پلاتین متصل کرد و متوجه شد هنگامی‌ که رشته تحت تاثیر جریان مستقیم افروخته می‌شد، وسیله‌ای حساس که از یک طرف به صفحه و از طرف دیگر به سر ورودی رشته متصل بود، جریانی قوی را نشان می‌داد، اما اگر صفحه به سر خروجی متصل می‌شد، جریانی نشان داده نمی‌شد. ادیسون در صدد توضیح یا تعقیب موضوع برنیامد، اما بعد از آنکه تامسون وجود الکترونها را اثبات کرد، سر آمبروز فلمینگ (Sir Ambrose Fleming) ، فیزیکدان آمریکایی ، به مفهوم اثر ادیسون پی برد. 
img/daneshnameh_up/a/ab/diagrams.JPG

دیود

فلمینگ در تکمیل کار ادیسون ، استوانه‌ای فلزی در پیرامون رشته نازک قرار داد و دریافت که الکتریسیته منفی می‌تواند از رشته نازک به سوی استوانه برود، اما عکس آن ممکن نیست. فلمینگ این وسیله را دیود دو قطبی نامید، چون دارای دو الکترود ، استوانه و رشته نازک بود. او متوجه شد که هنگامی‌که جریان الکتریکی متناوب از این وسیله عبور می‌کرد، تنها نیمه‌های مثبت امواج را عبور می‌داد، یعنی موج یک‌سویه ایجاد می‌کرد. 

لی دو فارست (Lee De Forest) ، یک مهندس برق آمریکایی ، دیود فلمینگ را به صورت دیود سه قطبی تکمیل کرد. او شبکه‌ای به آن اضافه کرد که نه تنها یکسویه کردن را انجام می‌داد، بلکه سیگنالها را تقویت هم می‌کرد. این وسیله دریچه‌ای گرمایونی (سیم گرم شده) ، انقلابی در عالم ارتباطات به وجود آورد و با تکوین هر چه بیشتر ، به مدت پنجاه سال در این قلمرو یکه ‌تاز بود. 

تکمیل دریچه گرمایونی

دریچه‌های گرما‌یونی مستلزم لامپهای خلا شیشه‌ای بزرگ بودند و گرمایی تولید می‌کردند که باید انتقال داده می‌شد. در خلال جنگ جهانی دوم ، هنگامی‌ که لازم شد رادار هوابرد و فیوزهای مجاورت ، کوچک شوند، لوله‌های شیشه‌ای محکم ، به اندازه بند انگشت کوچک شد. 







هیچ نظری موجود نیست: